خرید بک لینک

الف- تغییر نظامهای تربیتی و مفاهیم اخلاقی

«جان رایان»، دینشناس کاتولیک امریکایی از همسران میخواهد که بچههای زیادی داشته باشند. رایان استدلال میکند، تأمین خانوادههای بزرگ به انواعی از نظم نیاز دارد که حاصلش زندگیهای موفق است. نوع زندگیای که فقط با داشتن هزینهی ادامه زندگی اتفاق میافتد یعنی ایثارکردن، احیای خود برای دست برداشتن از امکانات و پیش دستی برای رسیدن به آینده. وی معتقد است کارشناسانی که به کنترل موالید معتقدند، به نوع شخصیتهایی که لازم است درست شود تا جامعه به صورت متعادل رشد کند و به حیات خود ادامه دهد فکر نکردهاند. نکته دیگر اینکه خانوادههای کم جمعیت ممکن است ثروتمند شوند؛ اما ثروتمند شدن آنان از فقیر ماندنشان خطرناکتر است. (Warwick, 1982)

مطلب فوق به واقعیتی اشاره دارد که نمیتوان از آن غفلت کرد. در مباحث جمعیتشناختی غالباً به آسیبهایی اشاره میشود که از ترکیب فقر و پرجمعیتی خانوادهها به وجود میآید. در این میان به آسیبهای اخلاقی و تربیتیای که متوجه خانوادههای کم جمعیت به ویژه تک فرزند است و همچنین به منافع و فوایدی که در خانوادههای پرجمعیت وجود دارد، دقت نمیشود. «ترکیب رفاه و تک فرزندی» هم خود مقولهای است که میتواند باعث بروز مشکلات فراوانی شود. این مشکلات هم در مطالعات خانواده قابل توجهاند و هم در مطالعات اجتماعى. مناسب است که ما زاویه نگاه خود را درباره هر دو ترکیب، کمی گسترش دهیم.

1ـ در ابتدا باید پرسید آیا جمعیت بیشتر مستلزم فقر است؟ به طور قطع نمیتوان این الزام را پذیرفت که جمعیت زیاد با فقر ملازم باشد. به طور مثال کشور چین با 1 میلیارد و 200 میلیون جمعیت در وضعیتی کاملاً متفاوت با کشور هند با جمعیتی قریب همان جمعیت، قرار دارد. همچنین خانوادههای پرجمعیت زیادی وجود دارند که به اتکای فراوانی و جوانی افراد، فعالتر و بانشاط بوده و به سلامت و صحت زندگی میکنند. اگرچه خانوادههای پرجمعیتی هم وجود دارد که به دلیل شرایط اجتماعى ـ اقتصادى دیگر، تعداد افراد خانواده برای آنها ایجاد مشکل کرده است. در عین حال میتوان پذیرفت که اگر خانوادهای پرجمعیت در بستر فقر اجتماعى قرار گیرد مشکلاتش افزوده میشود. به عبارت دیگر در چنان شرایطی خانوادههای کم جمعیت مشکلات کمتری را تحمل کرده و به مراتب نگرانیهای کمتری نیز در پیش رو دارند.

ترکیب «تک فرزندی و رفاه» نیز بر رفتار والدین و کودکان تاثیر فراوانی دارد. کودکان در خانوادههای تک فرزندی در سلسلهی فراوانی از خواستههای بیپایان خود رشد میکنند که همه یا اکثر آنها اجابت میشود. مفاهیم اخلاقیای نظیر کف نفس و قناعت، ایثار و گذشت برای دیگرى، تلاش در جهت استقلال شخصیت به گونهای مسؤولانه برای این کودکان تجربه نمیشود. از سوی دیگر به دلیل اصالت رفاه و لذت، والدین نیز فرزند بیشتر را «مزاحم» تلقی میکنند. بدیهی است که فرزندان در رشد و ارتقای شخصیت والدینشان تاثیر دارند. در خانوادههای تک فرزند، والدین نیز از تاثیرات مثبت فرزندان، کم بهره میمانند. (Warwick, 1982)

بنابراین اگر در نگرش دینی قناعت، ایثار، تمرین اخلاقى، کار و تلاش برای رشد و راحتی دیگران.... فی نفسه ارزش است و رفاه و لذت مادی در درجه دوم اعتبار و اهمیت قرار دارد، سیاستهای کاهش جمعیت تا حد پیدایش خانوادههای تک فرزند از این منظر میتوانند مورد تجدید نظر یا سوال قرار بگیرند.

در گذشته نگرشهای جامعهشناختى، آثار اخلاقی فراوانی را برای جمعیت، در اجتماع قایل بود. برای مثال دورکیم برای تراکم جمعیتی دو اثر مثبت میشمرد: اول آنکه تراکم جمعیتی باعث تقسیم کار دایم و بهتر در طول توسعه اجتماعى میشود. دوم آنکه این تراکم باعث تراکم اخلاقی میگردد. از نظر دورکیم جمعیت بیشتر باعث میشود روابط بیشتری بین انسانها برقرار شود. افزایش سطح روابط، تحرک فزایندهای ایجاد میکند که به خلاقیت و در نهایت پیشرفت سطح تمدن منتهی میشود. وی معتقد بود زمانی که جمعیت قابل توجه باشد، افراد ناچارند برای حفظ موجودیت خود کار و تحرک بیشتری داشته باشند؛ این تحرک وافر نیز باعث ایجاد و تحقق فرهنگی بسیار بالاست. شاید بتوان مراد دورکیم را چنین توضیح داد که مردم در سایه کار و تقسیم آن به انسانهای خود ساختهتر، منضبطتر و متعاملتری بدل میشوند. در چنین ساختی دوره کودکی کوتاهتر است و انسانها زودتر وارد دوره پختگی و تلاش میشوند. .(گي روشه، ١٣٨٧، صص ٤١ و ٤٢)

علاوه بر مسأله فوق اولویت یافتن کنترل جمعیت که خود تابعی از اولویت یافتن رفاه و لذت مادی بود، باعث تغییر رفتارهای جنسی مردان و زنان گردید. دستیابی دختران و پسران در سنین مختلف به تکنولوژیهای کنترل بارداری و ایمنشدن از بارداریهای ناخواسته جرئت و جسارت دختران و پسران و مردان و زنان را برای ایجاد روابط خارج از چهارچوب خانواده افزایش داد. علاوه بر آن، اهداف کنترل جمعیت دستآویز مناسبی برای مدافعان سقط جنین در دنیا گردید. جنبش جمعیت، چندین دهه است که در حال ترویج این موضوع است که کودک ناخواسته و فراوان، علت فقر و تنگدستی اقتصادى در سراسر جهان است. (گردنر، ١٣٨٨، ص ٢٨٧)

عقیمسازى، کنترل زاد و ولد و سقط جنین که آرمان جهانی را رفع فقر و ایجاد جامعهای متکامل معرفی نمود، مبنای جنبش اصلاح نژادی(good birth movement) گردید. تمام این نظریات برای پیشبرد اندیشه دستیابی به پیشرفت اجتماعى بدون نیاز به دین و اخلاق مورد بهرهبرداری قرار گرفتند. (گردنر، ١٣٨٨، ص ٢٨٨)

تمام اقدامات وحشیانه و غیراخلاقی که به دنبال سقط جنینهای اختیاری پدید آمده، به وسیله سازمان بهداشت جهانی و بانک جهانی و یونیسف در حال پیاده شدن در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافتهاند. (گردنر، ١٣٨٨، ص ٢٩٠) این زنگ خطری است که مدتهاست به صدا درآمده است.

متأسفانه این پیامدها فقط در همین حد باقی نمانده است. به بهانه کنترل جمعیت، هنجارهای بسیاری در روابط جنسی در حال تغییر است. سازمان «پلانید پرنت هود» با 30 هزار کارمند رسمی و داوطلب 172 شعبه در ایالات متحده و حدود 50 شعبه در کانادا، بودجهای 380 میلیون دلاری در اختیار دارد. این سازمان مروج روابط جنسی آشکار و برگزار کننده کلاسهای آموزش جنسی است که فقط بر مدل پیشگیری از بارداری مبتنی میباشد و میکوشد تا همجنسبازی را عادی سازد. (Winckler, 2002, 379–418)

ب- کاهش نشاط اجتماعى ـ اقتصادى

یکی از مشکلات جوامع توسعه یافته و کم جمعیت، پیری و در نتیجه عدم نشاط اقتصادى ـ اجتماعى آنهاست. بدیهی است که رونق اقتصادى به نیروی جوان وابسته است. زمانی که جوامع پیر میشوند. دولتها و صاحبان سرمایه، احساس خطر میکنند. جوانان مایه پویایی و سرزندگی جوامع هستند. اکثر جهشهای اجتماعى، سیاسی و اقتصادى نیز از دل نیروهای جوان جوشیده است. شیراک، نخست وزیر وقت فرانسه، درباره کشورهای مدرن اروپایی پیشبینی کرد: اروپا در حال محو شدن است. به زودی کشورهای ما خالی میشوند. به همین دلیل بعضی کشورهای بزرگ از جمله کانادا به طور جدی روی برنامه مهاجرتپذیرى، سرمایهگذاری کردهاند. در حال حاضر ایالت کبک در کانادا حمایت از زادآوری را شروع کرده است. در این ایالت برای نوزادان جدید 7500 دلار نقد در نظر گرفته شده است. (گردنر، ١٣٨٨، ص ٢٩٦) بنابراین باید محاسبه کرد که آیا اجرای سیاستهای کنترل جمعیت و ایجاد رفاه کامل برای مقطعی از عمر جوامع، به پیری و فرسودگی دایمی یا دراز مدت آنها ترجیح دارد یا خیر؟ زمانی که سیاستهای کاهش جمعیت اعمال میشود، رفتارهای زادآوری افراد تغییر میکند و عادتهای نوین جایگزین میشود، دیگر جوان کردن جامعه به سهولت ممکن نیست.

ج- کاهش اقتدار سیاسى، تغییر در ترکیبهای دینى

افزایش جمعیت جوان کشورهای اسلامی مسأله عمدهای است که از سوی قدرتهای استعماری به عنوان یک خطر تلقی شده است. «ساموئل هانتینگتون» در بخشی از مصاحبه خود درباره تمدن اسلام و چین و چالش آنها با تمدن غرب، با اشاره به نقش روزافزون مسلمانان گفت:

تمدن اسلام تمدنی است که چالش آن تا حدودی متفاوت از دیگر چالشهاست. چرا که این تمدن اساساً ریشه در نوعی پویایی جمعیت دارد. رشد بالای زاد و ولد که در اکثر کشورهای اسلامى، شاهد آن هستیم این چالش را متفاوت کرده است. امروزه بیش از 20 درصد جمعیت جهان اسلام را جوانان 15 تا 25 ساله تشکیل دادهاند». تحلیلگران غربی هراسناک، جمعیت جوان کشورهای اسلامی را تحلیل میکنند. در شرایط فعلی موازنه جمعیت جوان و تحصیلکرده جهان، به نفع کشورهای اسلامی رقم میخورد. از سوی دیگر همین جمعیت جوان و آگاه است که انرژی خود را صرف دفاع و حمایت از کشور و نوامیس خود و باطل ساختن توطئههای قدرتهای استکباری میکند. به همین دلیل این جمعیت، خطر بزرگی بر سر راه اهداف آنها محسوب میشود. (Winckler, 2002, 379–418)

افزایش جمعیت مسلمانان در درون کشورهای غربی نیز نگرانی دیگر قدرتهای بزرگ است. رشد منفی جمعیت نژاد اروپایی و زاد ولد زیاد مسلمانان، میتواند در بسیاری از مناسبات سیاسى، اجتماعى و اقتصادى کشورهای مزبور اثر بگذارد. از موضعگیریهایی که در مقابل جمعیت مسلمانان میشود، به دست میآید که جمعیت، یک فاکتور مهم در اقتدار سیاسی است. این مسأله در موارد دیگر هم صادق است. امروزه کشور چین با جمعیت فراوانش یک تهدید جدی برای قدرتهای بزرگ به حساب میآید. البته روشن است که جمعیت به کمک عوامل دیگری چون پویایی اقتصاد، اصرار بر حفظ ارزشهای ملى، دینی و سنتی با اتکا بر فرهنگ و اجتماعى غنی، چنان تأثیری را بر جای خواهد گذاشت.

« هانری ژان» جمعیتشناس مینویسد:

«از لحاظ اقتصادى افزایش یا کاهش جمعیت میتواند هم دورههای رونق و هم دورههای رکود نامناسب را به دنبال داشته باشد؛ زیرا عوامل دیگری غیر از جمعیت نیز دخالت مینمایند.» (گي روشه، ١٣٨٧، ص ٤٣)

برچسب: آثار و پیامدهای کاهش جمعیت, نویسنده: مهسا مرادیان تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:24

صفحه بندی