تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از بررسی از مرجع کودکان طبق کپی رایت شاهد اِعمال بررسی از مرجع خشونت طبق کپی رایت بر مادر خود بوده و زمانی که خواسته اند از وی دفاع کنند یا بررسی از مرجع خشونت طبق کپی رایت را متوقف سازند خود مورد خشونت قرار گرفته و از پدرشان کتک خورده اند. همینطور در30 تا 60 درصد خانواده هایی که خشونت در آنها وجود دارد کودک آزاری نیز اتفاق می افتد. در عین حال غیر ممکن است که کودک در محیطی که احساس می کند مادرش تحت خطر است احساس امنیت کند (راهنمای عمل، 2008؛ توسنت، 2006).
در بسیاری از موارد خشونت بررسی از مرجع خانگی طبق کپی رایت ، بررسی از مرجع کودکان طبق کپی رایت هر چند خود به طور مستقیم مورد آزار توسط والدین قرار نگرفته اند، اما در خانه حضور داشته و در معرض بررسی از مرجع مواجهه طبق کپی رایت با آن قرار گرفته اند، بدین معنی که با خشونت را مشاهده کرده اند و یا به طرق دیگر مانند شنیدن صدای مشاجره خشونت آمیز یا بررسی از مرجع مواجهه طبق کپی رایت با عوارض و آثار آن (مانند آثار ناشی از آزار جسمی بر بدن مادر) از آن اطلاع پیدا کرده اند... کودکان به طرق دیگری ممکن است درگیر خشونت میان والدین خود شوند. آنها ممکن است وادار به دیدن خشونت نسبت به مادر یا همدستی در خشونت توسط پدر شده، از آنها به عنوان گروگان برای تحت فشار قرار دادن مادر و اعمال کنترل نسبت به وی استفاده شود و حتی در درگیری پدر و مادر کتک خورده یا تهدید شوند (وامقی و همکاران، 1386). از کودکان خانه های دچار خشونت با عنوان شاهد یا مشاهده کننده خشونت نام برده اند اما عنوان مواجهه کودک با خشونت نیز در مورد آنها بکار برده شده است.
بر اساس گزارش جیف و همکارانش (1990) بسیاری از والدین شرکت کننده در مطالعه آنها باور داشتند که کودکان خود را از مواجهه با خشونت میان خود خود محافظت نموده اند و در هنگام وقوع خشونت، کودکان یا در خواب بوده و یا در خارج از خانه مشغول بازی بوده اند. اما مطالعه آنها نشان داد که کودکان در اغلب موارد خاطرات دقیقی از اتفاقاتی که تصور می شده است شاهد آن نبوده اند، گزارش می کنند. گزارش های کودکان و بزرگسالان از تجارب کودکی خود نشان می دهد که والدین ممکن است به شدت میزان مواجهه کودکان خود با خشونت در خانه را کمتر از حد واقعی تخمین بزنند (به نقل از وامقی و همکاران، 1386).
مواجهه با خشونت بررسی از مرجع خانگی طبق کپی رایت سبب رفتارهای پرخاشگرانه و ضد اجتماعی (رفتارهای برون گرایانه) و ترس و رفتارهای مهارشده بیشتر (رفتارهای درون گرایانه) در کودکان می گردد. همچنین این کودکان اعتماد بنفس پایین تر، اضطراب و شب ادراری، افسردگی و رفتارهای مربوط به خودکشی و مشکلات مزاجی بیشتری در مقایسه با کودکانی که در خانه های خود در معرض مواجهه با خشونت نبوده اند، نشان می دهند. اختلال استرس پس از حادثه یکی دیگر از عوارض مواجهه کودکان با خشونت خانگی است. پیامد مهم دیگر مواجهه با خشونت خانگی، تأثیر بر نگرش کودکان در مورد استفاده از خشونت در حل تعارضات آنهاست. در عین حال احتمال دارد قربانی خشونت در بزرگسالی رفتار فراگرفته در خانواده را به عنوان شیوه اصلی حل تعارض ها و تنش های خانوادگی بکار گیرد (نگاه کنید به وامقی و همکاران، 1386).
شایعترین واكنش بچهها به این وقایع عبارتند از: ترس، استرس، بیخوابی و شب ادراری. علاوه بر اینها میتوان از اختلالات انطباقی و اضطرابی، نقصهای شناختی و عاطفی، مشکلات تحصیلی، کمبودهای اجتماعی و رفتارهای تهاجمی نام برد. نکتهی مهم برای كاركنان بهداشتي این است که بچههايي كه شاهد خشونت خانگی هستند، خود نیز در معرض رفتارهاي آزارنده از سوی مرتکب خشونت قرار دارند (شیپوی و همکاران، 2004). ضمناً 40-20% نوجوانانی که رفتارهای خشن تکرارشونده دارند، در خانههایی رشد کردهاند که مادر کتک میخورده است.
احتمال ارتکاب همسرآزاری در پسران و خشونتپذیری در دختران شاهد همسرآزاری بیشتر است. به عبارت دیگر لازم نيست كودكان شخصاً مورد خشونت جسمانی قرار گيرند تا عواقب بلندمدت زندگي در اين خانهها گریبانگیرشان شود.بچهها ممكن است مجبور شوند به منظور حفظ امنيت خود، طرف پدر را در اين دعوا بگيرند يا خود مادر را آزار دهند.كودكان اغلب در محيطی بسیار كنترلشده زندگی ميكنند كه در آن كوچكترين حركتي ممكن است منجر به تجربهی خشونت از سوی والد آزاردهنده شود. کودک در چنین شرایطی، بیثباتی هیجانی قابلتوجهي را در خانه تجربه میكند و دچار ناامنی عاطفی میشود.ممكن است کودکان دچار احساس ناتوانی و درماندگي شوند، چون ميخواهند به مادرشان كمك كنند ولي نميتوانند و اين ممكن است بعدها منجر به خيالپردازيهاي انتقامجويانه شود.ضمناًكودك ممكن است خود مورد آزار و تهديد باشد (شیپوی و همکاران، 2004). تأثیر خشونت خانگی بر فرزندان خانوادههای خشن را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
1- اثرات فوري:
2- اثرات درازمدت:
برچسب:
نویسنده: مهسا مرادیان