بررسی از مرجع خشونت طبق کپی رایت علیه زنان و دختران هنوز از موضوعات پنهان و نادیده گرفته شده در سطح جهانی است (کوماری و همکاران، 2011؛ یونیسف، 2000). این بررسی از مرجع خشونت طبق کپی رایت ها معمولاً گزارش نمی شوند که ممکن است به دلیل ترس از فرد آزارگر یا مورد قضاوت گرفتن توسط جامعه یا عکس العمل نامناسب نیروهای انتظامی باشد و این موضوع برآورد واقعی از تعداد چنین حوادثی را دشوار می سازد.
شیوع بالای خشونت علیه زنان بخصوص خشونت بررسی از مرجع خانگی طبق کپی رایت به طور مکرر در کشورهای مختلف گزارش شده اند. در اغلب موارد شیوع خشونت بررسی از مرجع خانگی طبق کپی رایت بیش از 60 تا 70 درصد و نگران کننده است و به عنوان یک عامل تهدید کننده سلامت بشمار می رود (نگاه کنید به زاکاریاس و همکاران، 2012؛ گارسیا مورنو و واتس، 2011).
طبق اطلاعات جمع آوری شده از بیش از 80 کشور دنیا 35 درصد زنان در کل دنیا تجربه خشونت فیزیکی و جنسی را از طرف شریک زندگی خود یا فردی غیر از او داشته اند. از تمامی زنانی که به قتل می رسند 38 درصد آنان توسط همسر فعلی یا سابق خود کشته می شوند (سازمان بهداشت جهانی، 2013). از اینرو نمی توان آسیب پذیر بودن زنان در برابر خشونت های خانگی را نادیده گرفت. زمانیکه مردان آزارگر در خانه هستند زنان مجبور به ترک خانه و اجتماعشان می شوند تا از خشونت آنان فرار کنند. زنان مورد تجاوز قرار می گیرند و نیز قربانی قتل های خانگی می شوند. طبق گزارشات سال 2005، 73 درصد قربانیان خشونت های خانوادگی و 84 درصد قربانیان همسر آزاری، زنان بوده اند (همبروک، 2011).
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در سال 1387 اعلام كرد كه ميزان شيوع خشونت خانگي عليه زنان در يك بررسي سراسري انجام شده در ايران، حدود 65 درصد بوده است (به نقل از کلانی، 1388).
یکی از بزرگترین و مهمترین پژوهش هاي پیمایشی درباره خشونت علیه زنان در ایران، طرحی ملی، در 28 استان کشور است که در دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوري، اجرا شد. در این تحقیق انواع مختلف خشونت خانگی علیه زنان در نُه گروه تقسیم بندي شده است که عبارتند از: خشونت هاي زبانی، روانی، فیزیکی، حقوقی، جنسی، اقتصادي، فکري، آموزشی و مخاطرات (قاضی طباطبائی و دیگران، 1382). در این پژوهش 66 درصد شرکت کنندگان اعلام کردند از ابتداي زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یک بار مورد خشونت قرار گرفته اند. شیوع خشونت خانگی در استان های مختلف متفاوت است. این پژوهش نشان داد که شیوع خشونت خانگی در تهران به طور معنی داری از نرم جامعه بالاتر است. شایع ترین نوع خشونت اعمال شده علیه زنان در این مطالعه خشونت روانی و کلامی اعلام شد و خشونت های فیزیکی، ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی در رتبه های بعدی قرار گرفتند. خشونت های جنسی در این پژوهش رتبه پایینی به خود اختصاص داد و 8/89 درصد شرکت کنندگان اعلام کردند در طول زندگی مشترکشان هیچگاه مورد خشونت جنسی قرار نگرفته اند.
براساس همین مطالعه، زنان ایرانی در دورهها یا برهههای خاصی بیش از سایر دورهها در معرض آزار هستند که به ترتیب عبارتند از: سال اول ازدواج، دوران تنگناهای مالی، پس از تولد فرزندان، حداقل یکبار در ماه، میانسالی و دوران بارداری. شایعترین نوع همسرآزاری در سطح ملی، خشونت اقتصادی و مالی و پس از آن به ترتیب: ممانعت از رشد فکری اجتماعی آموزشی، خشونت روانی و کلامی، خشونت جسمانی، خشونت حقوقی و مرتبط با طلاق، قرار گرفتن در معرض تهدید و مخاطره و خشونت جنسی و ناموسی بوده است (قاضیطباطبایی و همکاران، 1382).
بر اساس همین مطالعه شیوع همسرآزاری در شهر تهران با مطالعه بر روی 951 زن، 1/70% (4/8% خشونت شدید) و بروز آن 8/53% (5% خشونت شدید) گزارش شده است. به طور متوسط 25/25% افراد مورد بررسی در تهران، یکی از انواع خشونت جسمانی را از ابتدای زندگی مشترک تجربه کردهاند و 25/17% در طول یک سال گذشته تجربهی خشونت جسمانی داشتهاند. به عبارت دیگر شیوع همسرآزاری در تهران به شکل معنیداری از آمار ملی بالاتر است ولی شدت آن به طرز معنیداری کمتر از نُرم ملی است. خشونت جسمانی نیز در شهر تهران کمتر از نرم ملی اتفاق میافتد. همین مقایسه میان آمار بهدستآمده از شهر اهواز (با حجم نمونهی 473 زن) و آمار ملی نشان میدهد شیوع و بروز همسرآزاری در شهر اهواز (به ترتیب 52% و 4/34%) به شکل معنیداری از نرم ملی پایینتر است. این مسئله در مورد شدت صدمات و میزان خشونت جسمانی نیز صدق میکند (قاضیطباطبایی و همکاران، 1382).
یافته های ملکی و نژادسبزی (1389) نیز نشان می دهد خشونت فیزیکی کمترین و خشونت روانی- عاطفی بیشترین شیوع را در میان انواع خشونت علیه زنان به خود اختصاص داده اند.
برچسب:
نویسنده: مهسا مرادیان